ژانویه 2, 2010 بدست tazekar
در اولين برداشتم در چندين ماه اخير ميخواهم در مورد چهار تا از وقايعى كه كه اخيرا اتفاق افتاد كه قبلا فرصت نوشتن در مورد آنها را نداشتم،
بنويسم:
١- اول از همه ميخواهم مرگ يكى از مردان بزرگ تاريخ كشورمان يعنى آيت الله منتظرى را به همه تسليت بگم. به صراحت ميتونم بگم كه او يكى از معدود روحانيونى بود كه خوبى مردم كشور را ميخواست و تاريخ ايران هيچ وقت او را فراموش نخواهد كرد.
٢- كشتار روز عاشورا يكى از سياهترين روزهاى تاريخ ايران بود و به اين سادگي ها از خاطره مردم بيرون نميرود و از اين فرصت خواستم استفاده كنم و به خانواده هاي داغ دار تسليت بگم.
٣-اين محسن رضايى خيلى بهش حس مهمى دست داده؛ يكى نيست بهش بگه كه تو سرت تو كار خودت باشه و لازم نكرده كه بيانيه هاى اين و اون رو براى خامنه اى ترجمه كنى. هر كسى كه بيانيه موسوى را خواند فهميد كه موسوى كه كوتاه نيومده هيچ بلكه مصمم تر از قبل براى پس گرفتن حقوق مردمه! موسوى حتى گفت كه حاظر شهيد شدن در اين راه است و خون او از بقيه رنگين تر نيست، بعد تو ميشىنى نامه مينويسى به سلاخ خانه مركزى (بيت رهبرى) كه موسوى كوتاه اومده، از خواب بيدار شو آقاى رضايى! اگر بيانيه موسوى را نخوانده ايد اينجا را كليك كنيد.
٤- چند روز پيش آقاى مخملباف كتابى در مورد زندگي شاهانه خامنه اى در اينترنت منتشر كرد و ادعا كرد كه اطلاعات اين كتاب از محافظين سابق خامنه اي به دست آمده . من كاملا به آقاى مخملباف احترام ميگذارم به اين دليل كه او از هيچ فرصتى براى دفاع از حقوق مردم ايران دريغ نميكنه، ولى ايشان به مبالغه علاقه بسيار زيادى داره؛ ارقامى كه در اين كتاب گفته ميشه ارقامى هست كه انصافا با عقل جور در نمياد و اطلاعاتى كه در مورد زندگى خصوصى خامنه اى در اين كتاب آمده به قدرى دقيق هستش كه يك محافظ به تنهايى نمىتونه اين همه اطلاعات را داشته باشه.اين بار اول هم نيست كه ايشان اين اطلاعات دقيق را پيش روى همه ميگذاره: اگر يادتان باشه آقاى مخملباف يك روز بعد از انتخابات بدون هيچ اشاره اى از منابعش اومد گفت كه آقاى موسوى دقيقا چقدر رأى آورده. براى همه مشخصه كه آقاى موسوى برنده انتخابات بود ولى يك كارگردان از كجا ميتونه اعلام دقيق آراء را بكنه؟ حالا قضاوت با شما، اگر اين كتاب حدودا٣٠ صفحه اى را نخوانده ايد اينجا را كليك كنيد.
ارسال شده در دنیای من, سیاست | بیان دیدگاه »
ژانویه 2, 2010 بدست tazekar
دلم برای نوشتن خیلی تنگ شده بود، مشغول درس و مدرسه بودم و نتوانستم بنویسم. اتفاقات زیادی در این مدت افتاد وکلی آه و ناله در گلویم گیر کرده بود که وادار به نوشتنم کرد: مرد بزرگ، آیت الله منتظری از بینمان رفت؛ بتی به نام خامنه ای ترک بزرگی برداشت؛ عاشورای حسینی به خاک و خون کشیده شد؛ ساندیس دوستان به خیابان ریختند و مردم را بزغاله و گوساله خواندند؛ موسوی کماکان مبارز ماند و همین پریروز سال ۲۰۱۰ میلادی شروع شد. کمی سبک شدم و نوشتن را به زودی از سر میگیرم.
ارسال شده در برداشتک | بیان دیدگاه »
ژوئن 18, 2009 بدست tazekar

این روز ها همه سبز شدند؛ حتی اون کسایی که فکرش رو هم نمیکنید رنگ سبز را تو این چند روز نماد خود قرار دادند. رنگ سبز کم کم داره به یک انقلاب بزرگ تبدیل میشه.
نمیدونم شما توییتر دارید یا نه ولی این چند روزه توییتر به یکی از منابع خبری انتخابات ایران تبدیل شده به صورتی که یک رکوردی جالب زده شده: در یک دقیقه به میزان ۲۴۷۰۰۰ توییت در مورد انتخابات ایران نوشته شده که به نظر من حالا حالاها این رکورد زده نخواهد شد؛ موضوع های داغ توییتر روزانه عوض میشند ولی حدود ۱۰ روزه که این اتفاق نیفتاده و انتخابات ایران همچنان در صدر این موضوعات قرار داره. اما اینها نکته جالب نیستند؛ نکته جالب اینجاست که آدمهای ایرانی خیلی خیلی کم توییت میفرستند و این آدمهای خارجی، به خصوص آمریکایی هستند که این خبررسانی رو به دست گرفتند. به جرأت هم میتونم بگم که حدود ۸۰ درصد این آدم ها عکس خودشون رو به حمایت از میرحسین موسوی سبز کردند که واقعا روی من تأثیر گذاشت.اینها همون آدمهایی هستند که تو ایران حداقل هفته ای یک بار در راه پیمایی های مختلف مورد توهین قرار میگیرند و حالا به قدری این مسئله براشون مهم شده که خودشون رو از ایرانی ها میدونند و در حالی که خبر دارند که این روزها وضع اینترنت ایران خرابه به مردم ایران در اطلاع رسانی کمک میکنند.
** فردا میتونه به یکی از مهمترین روزهای تاریخ ایران بدل بشه؛ تاریخ نویسان میتونند از روز جمعه به عنوان روزی یاد کنند که رهبر به اراده ملت ایران تسلیم شد ولی احتمالش خیلی پایینه ولی اگر مردم با همون اراده همیشگشون اعتراض خودشون رو نشون بدن احتمال این واقعه تاریخی بالاتر میره**
ارسال شده در دنیای من, سیاست | بیان دیدگاه »
ژوئن 15, 2009 بدست tazekar

تا الان ننوشته بودم چون تو شوک بودم ولی با این تصاویری که از ایران دیدم همه چیز یادم رفت.
انصافا آدم وقتی میبینه که این ملت برای اینکه به حق واقعی خودشون برسند دست به چه کارهایی میزنند مو به بدنش سیخ میشه. این تصاویر همونطور که روی من تأثیر گذاشته مطمئنا تأثیر ۱۰ برابر بزرگتری روی اون مرتیکه ای که توی بیت رهبری نشسته داشته. او صد در صد الان به غلط کردن افتاده که چرا با اون سرعت سلامت انتخابات رو اعلام کرد و با اون روش به احمدی نژاد تبریک گفت. الان او باید با خودش بره و خوب فکر کنه، و از خودش بپرسه حالا من با این همه مردم چی کار کنم؟ او فکر میکرد که روز اول مردم رو میگیرند میزنند بعد همه هم ساکت میشینند ولی این دفعه فرق میکنه؛ این ملت تا جواب نگیرند ول کن نیستند و همونطور که موسوی امروز گفت: «تا آخرش ایستاده ایم»
** آقای میرحسین همینطور ادامه بدید که تمام ایرانی های روی این کره خاکی پشتتونند**
ارسال شده در برداشتک, سیاست | ۱ دیدگاه »
ژوئن 11, 2009 بدست tazekar
خاتمی: برای نجات کشور همه می آییم
ارسال شده در برداشتک, سیاست | بیان دیدگاه »
ژوئن 6, 2009 بدست tazekar

همه چیز داشت خوب پیش میرفت؛ کروبی زره زره داشت خون احمدی نژاد رو میمکید و بهش تیکه مینداخت، در مورد هاله نور و این ارقام شر و وری که احمدی نژاد میگفت خوب بهش جواب میداد؛ ولی همه چیز با یک اتفاق عوض شد و به سمت احمدی نژاد چرخید. عمو دکتر کارت شهرام جزایری رو انداخت وسط و یک سطل آب یخ همزمان روی سر کروبی ریخته شد. با اینکه این کاملا واضح و مشخص برای خیلی هاست که همه آخوند ها از افراد مختلف پول دریافت میکنند که در راه خیر براشون خرج کنند و بدن به فقرا، ولی همه این چیزها از جلوی چشم فقرا و طبقه متوسط جامعه میره کنار وقتی که اسم شهرام جزایری میاد وسط. کروبی بد جواب نداد ولی ضربه ای که احمدی نژاد زد به ضربه کروبی خیلی میچربید.
چیزی که تا اینجا حداقل برای من مشخصه اینه که مناظره میرحسین و احمدی نژاد مناظره بین فرهنگ و وقاحت بود که به نظر من فرهنگ برد. مناظره بین کروبی و احمدی نژاد مناظره بین پر رو و پررو تر بود که به نظر من باید برنده رو احمدی نژاد حساب کرد.
**من انصافا رضایی رو آدم حساب نمیکنم چون هر دفعه به این فکر میکنم که این آدم اگه پاشو از ایران بزاره بیرون میگیرنش از خنده دل درد میگیرم**
ارسال شده در سیاست | 2 دیدگاه »
ژوئن 4, 2009 بدست tazekar
رضایی جدا از شر و ور گفتنات خداییش با اون اصل چهل و چهارت خفمون کردی.
**این طرفدارهای آقای احمدی نژاد میریزن تو خیابونها و میگن «ما بردیم ما بردیم!!». آره شما بردید؛ از نظر وقاحت، بلاهت و خریت شما خیلی وقته که برنده اید و برای همیشه در تاریخ این مملکت برنده خواهید ماند**
ارسال شده در برداشتک, سیاست | بیان دیدگاه »
ژوئن 4, 2009 بدست tazekar

هیچ کلمه ای نمیتونه رفتار احمدی نژاد رو در مناظره دیشب توصیف کنه؛ ولی موقعی که شروع به توهین کردن به خاتمی و زهرا رهنورد کرد یک چیز به ذهنم رسید: آیا از این آدم بی شرف تر در دنیا وجود دارد؟ حتی یک لحظه نمیتونم احساس میر حسین رو درک کنم وقتی که آنجور به عشقش توهین شد در آن لحظه واقعا دلم شکست. احمدی نژاد برگه تحصیلات خانم رهنورد را گرفته بود به سمت دوربین و خطاب به موسوی گفت: «بگم؟ بگم؟» عین یک بچه ۱۰ ساله و موسوی هم با وقار گفت «بگو». بعد در آخر هم معلوم شد که هر چی داره در مورد مدرک تحصیلی خانم رهنورد میگه چرنده و او بیشتر از هر کسی برای گرفتن مدرک دکترایش زحمت کشیده.
بعد از مناظره دیشب بیش از هر چیز میخواهم موسوی رییس جمهور بشه؛ موسوی نشون بده که پست های بزرگ برازنده آدمهای بزرگ هست.
ارسال شده در سیاست | 4 دیدگاه »